برای ما اهالی مالی، قانون تجارت یک کتاب حقوقی خستهکننده نیست؛ بلکه “دفترچه راهنمای فنی کسبوکار” است. این قانون به ما میگوید که هر حرکت ما (از ثبت شرکت تا انحلال آن) چه آثار مالی و تعهدات مالیاتی به همراه دارد.
بیایید مهمترین بخشهای آن را با عینک مالی و مالیاتی بررسی کنیم:
۱. نوع شرکت (ماده ۲۰): این اولین و مهمترین تصمیم استراتژیک مالیاتی شماست!
- زبان حقوقی: شرکتها به ۷ نوع تقسیم میشوند (سهامی، مسئولیت محدود، تضامنی و…).
- ترجمه مالی و مالیاتی:
- شرکت با مسئولیت محدود (LLC):
- مالی: تعهد شرکا فقط تا سقف آوردهشان است (سپر دفاعی مالی). ساختار سادهتر و هزینههای جاری کمتری دارد.
- مالیاتی (نکته طلایی): نقل و انتقال سهمالشرکه در این شرکتها مشمول مالیات سنگین ۴٪ بر اساس ارزش روز دارایی (ماده ۱۰۳ ق.م.م) است. این برای شرکتهایی که قصد ورود و خروج شریک دارند، یک فاجعه مالیاتی است.
- شرکت سهامی خاص (Private Joint Stock):
- مالی: حداقل ۳۵٪ سرمایه باید در ابتدا پرداخت شود (نیاز به نقدینگی اولیه بیشتر). ساختار رسمیتر و مناسب برای جذب سرمایهگذار است.
- مالیاتی (نکته طلایی): نقل و انتقال سهام فقط مشمول مالیات مقطوع ۴٪ از ارزش اسمی سهم (ماده ۱۴۳ ق.م.م) است. این یعنی برای فروش سهام، مالیات ناچیزی پرداخت میکنید. این بزرگترین مزیت استراتژیک مالیاتی شرکت سهامی خاص است.
- شرکت با مسئولیت محدود (LLC):
انتخاب نوع شرکت، یک تصمیم حقوقی نیست؛ یک استراتژی مالیاتی بلندمدت است. شما به عنوان مشاور، باید بر اساس برنامههای آینده شرکت (جذب سرمایه، ورود/خروج شرکا) بهترین گزینه را پیشنهاد دهید.
۲. سرمایه شرکت (Capital): این فقط یک عدد در ترازنامه نیست!
- زبان حقوقی: سرمایه، تعهد اولیه شرکا به شرکت است.
- ترجمه مالی و مالیاتی:
- مالی: سرمایه، اعتبار شرکت نزد طلبکاران (به خصوص بانکها) است. سرمایه پایین، توانایی شما برای دریافت وام را به شدت کاهش میدهد. همچنین نسبتهای مالی شما (مثل بدهی به حقوق صاحبان سهام) را تحت تأثیر قرار میدهد.
- مالیاتی: ممیز مالیاتی به واقعی بودن سرمایه شما حساس است. اگر سرمایه به صورت صوری ثبت شده باشد و آورده نقدی واقعاً واریز نشده باشد، میتواند در بررسیها مشکلساز شود. همچنین، افزایش سرمایه از محل سود انباشته یا تجدید ارزیابی، هر کدام آثار مالیاتی متفاوتی دارند.
۳. اندوخته قانونی (ماده ۱۴۰): یک هزینه فرصت پنهان در صورت سود و زیان
- زبان حقوقی: شرکتهای سهامی باید سالانه یکبیستم (۵٪) از سود خالص خود را به عنوان اندوخته قانونی ذخیره کنند تا به ۱۰٪ سرمایه برسد.
- ترجمه مالی و مالیاتی:
- مالی: این اندوخته غیرقابل تقسیم است. یعنی شما نمیتوانید آن را به عنوان سود به سهامداران پرداخت کنید. این یک کاهش در نقدینگی قابل دسترس شرکت است که باید در برنامهریزی جریان نقدی دیده شود.
- مالیاتی: اندوخته قانونی یک هزینه قابل قبول مالیاتی نیست، اما محاسبه و کسر آن از سود خالص، پیشنیاز قانونی برای تقسیم سود است. اگر این کار را نکنید، تقسیم سود شما میتواند از نظر قانونی زیر سوال برود.
۴. دفاتر قانونی (ماده ۶): این مهمترین ابزار دفاعی شما در برابر اداره مالیات است!
- زبان حقوقی: هر تاجری مکلف است دفاتر روزنامه، کل و دارایی را طبق اصول نگهداری کند.
- ترجمه مالی و مالیاتی:
- مالی: این دفاتر، سند مادر و منبع تمام صورتهای مالی شما هستند.
- مالیاتی: رد دفاتر قانونی شما = فاجعه! اگر دفاتر شما به دلیل عدم رعایت اصول قانون تجارت (مثل خط خوردگی، ثبت غیرواقعی و…) توسط اداره مالیات رد شوند، آنها دیگر به اسناد شما اعتماد نمیکنند و مالیات شما را به صورت علیالرأس (برآوردی) تعیین میکنند که تقریباً همیشه بسیار بیشتر از مالیات واقعی است. پس، رعایت اصول دفترداری قانون تجارت، حیاتیترین استراتژی دفاع مالیاتی شماست.
۵. مسئولیت مدیران (ماده ۱۴۲): ریسک شخصی که باید در ترازنامه ذهنی مدیران ثبت شود!
- زبان حقوقی: مدیران در مقابل شرکت و اشخاص ثالث، برای تخلفات خود مسئولیت دارند.
- ترجمه مالی و مالیاتی:
- مالی: تصمیمات اشتباه مدیران میتواند منجر به زیان شرکت شود.
- مالیاتی (نکته بسیار مهم): مدیران شرکت (به خصوص در شرکتهای با مسئولیت محدود و مدیرعامل در شرکتهای سهامی) در قبال بدهیهای مالیاتی شرکت، مسئولیت تضامنی دارند. این یعنی اگر شرکت نتواند مالیاتش را پرداخت کند، اداره مالیات میتواند مستقیماً به سراغ اموال شخصی مدیران برود. این بزرگترین ریسکی است که شما باید به مدیران گوشزد کنید.
قانون تجارت و قانون مالیاتهای مستقیم، دو روی یک سکه هستند.
قانون تجارت به شما میگوید “چه کاری” باید انجام دهید (چگونه شرکت ثبت کنید، چگونه سود تقسیم کنید).
قانون مالیات به شما میگوید “چگونه برای آن کار، پول پرداخت کنید”.
نقش استراتژیک شما به عنوان یک مشاور این است که این دو را با هم ببینید. شما به مدیر نمیگویید “قانون میگوید باید این کار را بکنی”، بلکه میگویید: “اگر این حرکت را در بازی کسبوکار انجام دهیم، این اثرات مالی و این هزینههای مالیاتی را خواهد داشت. اما یک راه هوشمندانهتر هم وجود دارد…”
شما مترجم بین دنیای حقوق و دنیای اعداد هستید و این، ارزش واقعی شماست